دل نوشته های سمیرا مهربون

خرید بک لینک

هههههههههههه

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: خر,دانشجو,استاد,ضدپسر, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 56 تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 20:42

بعد میگن...

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: نامردا,کودک,به دنیا آمدن, زایمان, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 79 تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 20:34

در سکوت شب من ،


ناگهان حادثه ای...


ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...

 


من تو را کم داشتم


در سکوت شب من ،

 


آسمان حرفی زد...

 


و غزل شعری شد...



در سکوت شب من،

 


موج گیسوی تو آرام نداشت

 


برق چشمان تو پیغام نداشت...

 


چه سرابی دارم

 


که امیدم به نگاهت...

 


سالها یخ زده است...

 

در سکوت شب من

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: سکوت,شب,سکوت شب, سراب ,دریا,تلاطم, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 65 تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:16

ای دل ! چرا بهاری و گلبو نمی شوی ؟



آبی است آسمان، تو پرستو نمی شوی ؟



در می زند بهار و تو در وا نمی کنی



گل می چکد ز باغ و تو گلبو نمی شوی



در آرزوی گل شدن و دیدن ِ بهار



مانند غنچه گرم تکاپو نمی شوی



چشم از جمال شرقی گل بسته ای، دریغ



خواهان وصل خال لب او نمی شوی



مثل جوانه، دل به شکفتن نمی دهی



مثل درخت، سلسله گیسو نمی شوی



یک جرعه از طراوت شبنم نمی خوری



همسفره تبسم شب بو نمی شوی



یادی تو از شقایق عاشق نمی کنی



سنگ صبور داغ دل او نمی شوی



با مرغ حق، صلای «اناالحق» نمی زنی



چون «یاکریم»، عارف «یاهو» نمی شوی



تا با غریزه همسفری در شب پلنگ



هرگز اسیر جلوۀ آهو نمی شوی



فیضی ز ناز ِ شرقی ِ آهو نمی بری



مجذوب آن دو چشم و دو ابرو نمی شوی



وقتی که مست می شوی از خواندن کلاغ



با نغمه های چلچله، جادو نمی شوی



تا آن زمان که زاغ و زغن همنشین توست



تو بلبل ادیب و سخنگو نمی شوی



وقتی که ارتفاع قفس آسمان توست



هرگز در آسمان تو پرستو نمی شوی



القصه، شرط سبز بهاران شکفتن است

 

تا نشکفی ، بهاری و گلبو نمی شوی

 

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: دل,قلب,زندگی,علاقه,بهار,زیستن, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 65 تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:59

به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شب ها را


که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را



بخوان! با لهجه ات حسّی عجیب و مشترک دارم


فضا را یک نفس پُر کن به هم نگذار لب ها را



به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!


تو واجب را به جا آور رها کن مستحب ها را



دلیلِ دل خوشی هایم! چه بُغرنج است دنیایم!


چرا باید چنین باشد؟ نمی فهمم سبب ها را



بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم


که دارم یاد می گیرم زبان با ادب ها را



غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر


برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب ها را

 

رها کن مستحب ها را

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: روز ,شب ,عشق, بهار, شعر, نفس,ادب, ادبیات, عاشقانه, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 53 تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:01

 
در سکوت شب من ،
ناگهان حادثه ای...
ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...
من تو را کم داشتم
سکوت شب

 

آسمان حرفی زد...
و غزل شعری شد...

در سکوت شب من،
موج گیسوی تو آرام نداشت
برق چشمان تو پیغام نداشت...
چه سرابی دارم

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: سکوت, شب, موج, گیسو ,آرام ,پیچ و تاب, چشم, آرام, نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 71 تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:02

  

 

 

 


ماهیان شهر ما از کوسه هم وحشے ترند

بره هاے این حوالے گرگ را هم مے درند
 

خنجرے بر قلب بیمارم زدند
 

 



بی گناه بود ولے دارم زدنـــــ ـ ـ ـ ـ ـ ــد

 

 

دل نوشته های سمیرا مهربون...

ما را در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون دنبال می‌کنید

برچسب: کوسه,ماهی, بره ,گرگ, حیوان , نویسنده: سمیرا مهربون بازدید: 74 تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 ساعت: 16:59

صفحه بندی